حنا، هایدی، جودي، پرین، آن شئرلی، ... و آیناز (حسنا)!آرزوهای بزرگ در دلهای دخترانه!
آیناز (حسنا): دختر شهناز غلامی
آیناز مثل حنا دختری در مزرعه نیست که کلی حیوون خونگی داشته باشه،آیناز همچون جودی یتیم هم نیست که بابا لنگ درازی داشته باشه،آیناز مثل پرین هم نیست که همراه مادرش در پی پدربزرگ ثروتمندش باشه، شبیه آن شئرلی مو قرمز هم نیست که سرپرست پیردختری داشته باشد،آیناز همانند هایدی، دختر کوهستانهای زیبای آلپ هم نیست، آیناز دختری است که زبانش، مادرش و تمامی احساسهای کودکانهاش به بند کشیده شده است! زبان مادری آیناز و مادر آیناز هر دو در پشت میلههای تعصب نژادپرستانه شووینیست فارس اسیرند! آینا نام ترکی حسناست: آی+ناز! او نازنینترین ماه دنیاست! آیناز دختری تنهاست! پدر آیناز چند سال پیش دنیا رو ترک کرده، و اکنون مادرش نیز در پشت میلههای زندان گرفتار شده. مادربزرگ علیلش به زحمت خودش را میشناسد و محبتش در هالهای از ابهام قرار داره. دو جوجه اردکش که در تابستان خریده بود دیگر نیستند، و جوجه مرغش نیز دیگر جیک-جیک نمیکنه! دو خرگوش بازیگوش هم داره که اونها هم مثل خود آیناز بیسرپرست موندند! و البته داییها، خالهها، و ... که هیچکدام جای مادرش رو براش پر نمیکنند. آیناز تنهاست!به تنهایی همه دخترهای کارتونی!به تنهایی حنا، هایدی، جودی، پرین و آن شئرلی! اما او داراترین دختر روی زمین است:- او معصومترین چشمان دنیا را دارد!- لرزش دستان ریزش برای آغوش مادرش بیهمتاست!- تپش قلب حزینش در فراق مادرش را نمیتوان به تصویر کشید!- و مهمتر از همه اینکه ... زندانیترین مادر دنیا از آن اوست! مادر آیناز اسیر است:مادرش نیست تا او را با نوازش از خواب بیدار نمیکند،موهای آیناز شانه ماردانه را حس نمیکند،شهربازی نیز دلش تنگ آینازست،آیناز روزهاست که دیگر کلمه "دخترم!" را نمیشنود! آیناز با پوست و گوشتش سیاست را میشناسد. او شووینیست را بهتر از هر کس دیگری درک میکند! شووینیست یعنی "به بند کشاننده مادر"، یعنی "ممنوع کننده زبان مادری"، یعنی "ضرب و شتم مادر در برابر دیدگان فرزند"، یعنی "دروغ، تهمت، افترا، بیحرمتی، بیعدالتی، بیمحبتی"، یعنی "وحشیت"، ... حتی بدتر از وحشیت گربهای که جوجه اردکش را خورد! آیناز چشم به راه است!چشم به راه مادر مظلومش که جز حق نمیگوید و جز حق نمیخواهد! مادر او قانعترین زن دنیاست! فقط حق مادرانهاش را میخواهد! او میخواهد دخترش به زبان مادریش درس بخواند! فقط همین! خواستهای که کابوس شووینیست فارس شده است! چرا که اگر تورکها به زبان مادری خود شعر بگویند، دیگر چه کسی شهریار آنها خواهد بود، و به زبان آنها شعر خواهد گفت! آنروز دیگر، توران دشمن ایران نخواهد بود! ایرانی که بدون دشمن نمیتوان تصورش کرد! آری مادر آیناز اسیر است!مادرش به حکم دادگاه بیدادگاه شووینیست فارس اسیر است. شووینیست آیناز را نه تنها از زبان مادریش، بلکه از مادرش نیز محروم کرده. مادر دلیری که نوشت: "من بعنوان يك ژورناليست كه سالهاست براي تحقق دموكراسي و حقوق و برابري در تمامي جنبه هايش اعم از برابري ملي، برابري زن و مرد، برابري اقتصادي، و... تلاش مي كنم، با وجود همه فشارها و سركوبها همچنان به فعاليت هاي اطلاع رساني خود در زمينه هايي كه لازم بدانم، ادامه خواهم داد. اميدوارم برغم همه كاستي ها، و نقص هايي كه دارم با كلماتي كه هرگز قادر نيستند تمام حقيقت پديده ها را بيان كنند، بتوانم گامي هر چند كوچك در اين مسير سبز بردارم." مادر آیناز برای خوشبختی فرزندش جای پایی برای گامهای کوچک آیناز میسازد. آیناز خوشبخترین دختر دنیاست، چرا که مادر او "شهناز غلامی" است. با مادری چون شهناز، بی شک آیناز هم حداقل به اندازه "حنا"، "هایدی"، "پرین"، "جودی"، و "آن شئرلی" به آرزوهای خود خواهد رسید! روزی او هم به زبان مادری خود درس خواهد خواند و هیچگاه از نوازش مادرش محروم نخواهد ماند!
علیرضا فرشی یئکنلی

